لیوان
۱۴۰۲/۰۹/۰۶، 12:3
"دوست داشتن" تجسم "داشتن" استو تو تمام وقتبی آنکه بدانیدر آغوش منی...! #لیلا_مقربیپ.ن: فشارم بده، خالیام کن! زل بزن به میز، به صندلی، به در، به ایستگاه . . . بچسبان به متن، به متن راه، به دست خط آسمان، به آهنگ توی گوشت.... بچسبان به من!! به چشم، به لب، به رگ . . .
لیلا مقربی
لیوان
۱۴۰۲/۰۸/۲۵، 9:21
شانه به شانهیِ من،دست در دستِ من،غرق در عشقِ من،و با تمامِ من زیرِ باران قدم میزد.باران که به صورتش میخورد،دستانم را رها میکرد، میچرخید، میرقصید و با صدایِ دلربایش بلند میگفت؛" خدایااا، من عاشقِ بارونم".او عاشقِ باران بود،و من، عاشق او در باران ....#ناشناس
ناشناس